آویسا گلمآویسا گلم، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره
علی جونمعلی جونم، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

گلکانم، آویسا و علی

آن چه گذشت...

آنچه گذشت به روایت تصویر تئاتر "پیترپن" در پردیس تئاتر تهران    تابستان و سفر به واریش   یک عصر رادیویی تولد علی جانم یک سال از حضور در رادیو گذشت(پاییز1400) حضور در برنامه کلاغ پر رادیو تهران شرکت در جشنواره فیلم کودک به عنوان داور تولد 11 سالگی تولد در رادیو آقای پارسای نازنین(به قول خانم عرفانیان: ما رادیو تهرانیا!) اجرای تئاتر در ایران مال تولد عشق جان سفره هفت سین با تخم مرغ های رنگی اولین اردوی بعد کرونا ص...
5 تير 1401

آنچه که گذشت...

زندگی در گذر است.روزها میایند و میروند.انگار همین دیروز بود که قوانین و اصول وبلاگ نویسی را آموختم تا خاطرات کودکی فرزندانم را بر روی دنیای مجازی به یادگار بگذارم تا در در چند صباح آینده به یاد خاطرات کودکی، گذشته را مرور کنند. زمان چه زود می گذرد.دختر کودک و شش ماهه ام اکنون خانمی بسیار موقر و موفق در زمینه کاری خودش شده. اکنون گوینده کودک، بازیگر تئاتر و فعال در رسانه و رادیوست. پسرم که به زودی در کلاس سوم دبستان قدم می گذارد و عاشقانه دنیای ورزش را برگزیده است. و من که احساس افتخار و بالیدگی بر خویش دارم. نمیدانم شاید آخرین پستی باشد که خود بنگارم و باقی مسیر را به خودشان واگذار نمایم. سیر تکاملی کودکی تا نوجوانی و منبعد خود راهرو در م...
5 تير 1401

این روزهای ما (زمستان 99 وبهار 1400)

روزهای غریبی است  اینروزهای ما. آغاز سال 99 با این ویروس منحوس که زندگی و کار و همه چیز رو تحت تأثیر گذاشت. اداره رفتن های ما دیگر اون رونق قبل رو نداره، بچه ها در منزل به سر میبرن. بهار و تابستان دیگه مزه ی گذشته رو نداشت. سفری در کار نبود. تعطیلات بود ولی  نمیشد کاری کرد. جایی رفت. حس عجیبی همه جا رو در برگرفته بود. تو موج دوم کرونا دوباره فعالیت های دخترک کم شد. تابستان برای وزارت دفاع چند آیتم اجرا کرد. استودیو نزدیک منزل بود  و مشکلات رفت و آمد وجود نداشت. فعالیت های مجازی پابرجا بود. کلاس فن بیان، تئاتر همه مجازی برگزار میشد. سفر شد خونه، استراحت شد خونه ، همه چی شد خونه...سال 99 خونه همه چیز ما ...
14 تير 1400

عکس های سال 1399(سال کرونا و خانه نشینی)

عکس های روزهای خلوتی اداره مامان و ضبط کلیپ با حضور داداشی ضبط های راشدونی ها تولد داداشی در شمال تولد تهران علی کوچولو ضبط برنامه برای شبکه پویا با آقای امامی، آقای زندی و خانم چهارمحالی  و دوستان  برنامه جشن نماز جشن بازگشایی مدارس علی جان جشن بازگشایی مدارس منطقه ی یک تهران و اجرای دختر گلی آغاز فعالیت رادیویی در "تهران من،رادیو ت...
16 دی 1399

خاطرات سال 99(بهار،تابستان،پاییز)

سلام دوستان خوبم ببخشید از این دوران غیبت طولانی فصلی که داشتیم. به علت فعالیتهای رسانه ای دخترک که باید دراینستا منعکس بشه مجبورم خاطرات بچه ها رو فصلی بزارم. امسال سال عجیبی بود ابتدای سال که با ویروس کرونا همه درخانه به سر بردیم. و کلا جایی نرفتیم حتی منزل باباجون . تنها همسرجان برا خرید میرفتن و بعد خرید کلیه مواد خربداری شده شسته و ضدعفونی میشد. به قولی دیگه فکر نمی  کردیم کارمون به شستن تی تاپ برسه. تو این دوران خانه نشینی مدرسه مجازی دخترک فعال بود و تمام درس هاشون رو از طریق واتساپ آموزش دیدن.فعالیت های اجراش هم در فضای خانه گرفته میشد و در فضای مجازی پخش میشد. امتحانات دخترک هم مجاز...
9 دی 1399

زمستان98

  تا دیروز که هوا سرد بود و تقریبا هفته ای یه بار یا دو هفته یه بار برف  میومد به دلم نوید اسفند میدادم. من عاشق ماه اسفندم مخصوصا 10 روز آخر که حال و هوای شهر و فضاش بوی عجیبی برام داره. بازارهای محلی و دستفروش هایی که راهروهای خیابون رو با تزیینات سفره هفت سین زیبا می کردن. همه این انتظارات ناگهان با ورود ویروسی ناشناخته و عجیب به پایان رسید. فضای شهر پر شد از سکوت و تلخی و لحظاتی که نشون میده عید امسال در سکوتی برگزار خواهد شد. بگذریم عزیزان من.برنامه های سفر عید ما با شرایطی که بوجود اومد تنها به خونه ختم میشه و شاید به منزل باباحاجی اینا. زمستان هم با اتفاق های تلخ و شیرینش...
19 اسفند 1398